... اولین بهار گردی سه نفره ما ...
سلام پسری ، قند عسلی جمعه 1/اردیبهشت/سال 91 من و شما و بابایی به اتفاق رفتیم سمت طبیغت ریبای الموت و یه چند ساعتی رو گشتیم و عکسهای خشگل گرفتیم ... من مامانی ندید بدید به خیالم که بهار شده دیگه باید لخت بیارمت بیرون و بگردونمت ، یه تیشرت استین کوتاه تنت کردم و اوردمت تو طبیعتی که هنوز برف هاش اب نشده ... البته لباس گرم همراهم اورده بودم اما دلم نمیومد توپولی خشگلمو بپوشونم ... کنار ابشار یه خانومی تا اونطوری دیدنت بهم گفت برو لباس تن بچه کن سرما میخوره ... راست میگه باد بود ، اما من حسابی خحالت کشیدم که مامان خوبی نبودم و خوب مراقبت نشدم ... فقط خدا کنه سرما نخوری عسل...









